صفحه شخصي حميدرضا غريب رضا
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
  • حاجتم را از «شهداي منا» گرفتم...  
  • 1395-07-03 17:16:37  
  • تعداد بازدید : 290   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  •  

    بسم الله الرحمن الرحیم

    حاجتم را از شهدای منا گرفتم



    از شهدای مظلوم منا خواستم دعا کنند و یقین دارم خداوند به برکت دعا و آبروی این شهدا حاجتم را برآورده کرده است.

     چرا اینگونه نباشد؟ مگر لباس دنیا از تن نکنده و در میقات عشق محرم به لباس تقوا نشده بودند؟ اینها مهمانان خدای رحمان و رحیم بودند و مگر ممکن است فضای بهترین سرزمین ها با اشکها و استغفار و توسلشان پرشده باشد ولی در آغوش محبت خدا نرفته باشند؟ اینها در عرفه همنوا با سالار شهیدان شدند و در کنار حجت خدا حضرت مهدی، دعای عرفه خوانده بودند و در همان لباس احرام با لب تشنه مظلومانه در منا قربانی شدند؛ یقینا  در درگاه الهی آبرو دارند.

    پیش خودم می گفتم مردم ایران ماهیت رژیم آل سعود و وهابیت را می شناسند ولی این مردم کشورهای اسلامی دیگر هستند که عده زیادی از آنها، حتی از این جنایت باخبر نشده اند تا چه برسد که آنچه در این فاجعه گذشته است را به تفصیل بدانند!

    سراغ دو نفر از دوستانم که به لطف خدا از این فاجعه جان سالم به در برده بودند رفتم. هر کدام بیش از یک ساعت برایم صحبت کردند. تمام خاطرات را ضبط کردم. آنقدر زیبا و کامل جزیئات فاجعه را تعریف کردند که گویی در مقابل چشمانم حادثه تصویر می شد. متن صحبت هایشان را پیاده و ویرایش کردیم.

    زمان گذشت و متن خاطرات این دو شاهد عینی، در آرشیو مانده بود تا اوایل ذی الحجه امسال که پیام رهبر منتشر شد. به یاد کار عقب مانده افتادم و تصمیم گرفتم هر جور شده این خاطرات را احیا کنم. در اینترنت جستجو کردم. دیدم خبرگزاریهای داخلی مصاحبه های متعددی با شاهدان عینی فاجعه منتشر کرده اند. سعی کردم همه را جمع آوری کنم. نظمی به مصاحبه ها دادم. با دو مصاحبه قبلی شد کتابی به نام «خیابان 204؛ بازخوانی جزئیات فاجعه منا از زبان شاهدان عینی»

    فرصت برای انتشار کتاب نبود. رایزنی با چند انتشارات هم به نتیجه نرسید. به یاد انگیزه اولیه ام در گرفتن مصاحبه افتادم. پیش خودم گفتم فرصت برای چاپ این کتاب به زبان فارسی همیشه هست. باید صدای مظلومیت این شهدا را به مردم دنیا مخصوصا کشورهای عربی برسانیم.

    چیزی تا سالگرد فاجعه یعنی عید قربان باقی نمانده بود. از شهدای منا خواستم کمکم کنند تا بتوانم انجام وظیفه کنم. به همراه جواد دوست یمنی ام که در موسسه با ما همکاری می کند، شروع به کار کردیم. من ترجمه می کردم و جواد متن عربی را تصحیح کرده بعد هم تصحیحات نهایی را تایپ می کردیم.

    متن صحبت های «سید اصفهانی» شاهد عینی فاجعه طولانی بود. به فارسی 22 صفحه شده بود. شب عید قربان تاصبح مشغول ترجمه و تصحیح بودیم. با خلاصه کردن و حذف برخی مقاطع تکراری یا غیرضروری ده صفحه به زبان عربی شد. خدا را شکر کردم. قبل از ظهر روز عید قربان متن، در سایت موسسه گفتگوی دینی وحدت منتشر شد. خبرگزاریها و سایت های عربی داخلی و خارجی هم این متن را بازنشر کردند.

    به بركت شهدا، این متن عربی بیش از 7700 بار در سایت موسسه گفتگوی دینی وحدت مشاهده شد. در شبکه های اجتماعی هم متن را برای تعداد زیادی از خوانندگان کشورهای عربی متن را فرستادیم. نامه های زیادی در پاسخ دریافت کردم که در اغلبشان بر آل سعود نفرین شده بود. تعدادی هم تصریح کردند که ما اصلا از این حادثه اطلاع نداشتیم!

    موسسه گفتگوی دینی وحدت شرایط کاری بسیاری سختی را پشت سر می گذاشت و فشار مالی سنگینی را به ما وارد کرده بود. مجبور شده بودیم عذر تعدادی از همکاران را بخواهیم. چند ماه بود که به کارکنان حقوق نداده بودیم و مخارج کار روی دوشمان سنگینی می کرد. به قرض گرفتن های مکرر افتاده بودیم. موعد ادای یکی از این قرضها رسیده بود.

     با شهدای منا درد و دل کردم و گفتم: ما برای اظهار مظلومیت شما داریم کار می کنیم، شما هم که زنده اید و می بینید و پیش خدا روزی می خورید. مگر ممکن هست که ما را راها کنید؟ گفتم: من دیگر برای ادای این قرض از شخص دیگری قرض نمی گیرم. حل این مشکل را از شما می خواهم.

    صبح روز موعود به موسسه آمدم و مشغول کارم شدم. اصلا داستان آن قرض را هم فراموش کردم!

    تلفن همراهم زنگ زد، سید بزرگواری بود از دوستان که پیشتر از مشکلات موسسه مطلع بود. گفت: غریب رضا چرا دیگر پیگیری نکردی؟ مشکل موسسه حل شد؟ وضعیت را برایش توضیح دادم. مبلغی را در اختیار موسسه قرار داد و توانستیم قرض آن مقطع را ادا کنیم.حاجتم را از شهدای منا گرفتم.

    و لاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل هم احیاء عند ربهم یرزقون

    غریب رضا




     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :