بنا به گفته اعضای خانواده اش، چند نفر مسلح که با نقاب چهره های خود را پوشانده بودند، به خانه حمله کرده بودند، به زور محمد را سوار بر ماشينی کردند... چند ساعت بعد... محله کلاله... منطقه ای دور افتاده در خارطوم در پايتخت سودان... مردم حيرت زده به سر بريده «محمد طه»، بر روی جنازه اش که با دستها و پاهای بسته شده در کنار خيابان افتاده بود نگاه می کردند...
بررسیها نشان داده بود، جنایتکاران، که چهار نفر تخمین زده شده اند، دست و پای طه را با طنابی متصل بسته بودند، بدن را بر خلاف جهت قبله گذاشته و سر بریده را بر روی بدن قرار دادند. تشيع جنازه هزاران نفر از مردم سودان در تشیع جنازۀ محمد شرکت کرده بودند. بسیاری از تشییع کنندگان، وقتی جنازۀ محمد از منزل به سمت مقبره برده می شد، بلند بلند گریه می کردند. همگی از شیوۀ جنایت بار این قتل که به اعدامهای تروریستی عراق شبیه بود، منزجر بودند. این جنایت شک شدیدی به مردم سودان وارد کرد. در شعارهای خود خواستار قصاص عاملان این جنایت شده بودند. عکس العمل مردمی: مجموعه ای خشمگین از مردم بلافاصله بعد از مطمئن شدن از ترور طه، در تظاهراتی خودجوش، از خیابان ملک نمر به سمت دفتر روزنامه الوفاق حرکت کردند. در این تظاهرات بیش از سیصد نفر از روزنامه نگاران شرکت داشتند. منزل محمد طه شاهد حضور شهروندان سودانی و همچنین رهبران سیاسی حکومتی و حزبی و تشکلات سیاسی بود. محمد طه، عاشق امام و انقلاب محمدهادي تسخيري، از كارشناسان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، با ارسال پيامي به «بازتاب» نوشت: اين روزنامهنگار سوداني، «محمد طه محمد احمد» نام داشت و من از پانزده سال پيش با وي آشنايي نزديك داشتم. «محمد طه» يکي از عاشقان پاکباخته امام خميني(ره) بود و به همين دليل نام پسرش را «خميني الصغير» گذاشت و چند بار نيز به ايران سفر کرد و به زيارت حرم محبوب خود رسيده بود. روزي در سال 2000 ميلادي از او پرسيدم، چرا نام پسرت را «خميني الصغير» گذاشتي؟ در پاسخ گفت: ميخواستم به او بگويم هنگامي که بزرگ شدي و به هر درجهاي رسيدي، يادت باشد تو «خميني الصغير» هستي و «خميني الکبير» يکي بيشتر نيست و آن امام خميني(ره) است. «محمد طه» حقطلب و حقجو بود و در اين راه، بهاي سنگيني پرداخت که سرانجام به شهادت، به دست افرادي که ذرهاي از انسانيت بويي نبردهاند؛ نايل شد. وي به دليل دفاع از ايران و تشيع در مقالاتي تحت عنوان «لله والحريه» - براي خدا و در راه آزادي - در روزنامه «الوفاق» سودان، به شيعه شدن متهم شد و در جواب دشمنانش گفت: «خداوند شيعه را زنده بدارد که دوستداران ابيتراب عليبنابيطالب و اولين مدافعان خط و فکر اهل بيت رسول الله(ص) ميباشند. شيعه شدن افتخار بزرگي است که ضعيفاني همچون من نميتوانند داشته باشند، مگر اينکه در جنوب لبنان و به همراه سيدحسن نصرالله در جنوب لبنان مجاهد باشند». و در جاي ديگري ميگويد: «ما بايد اعتراف کنيم شيعه جنوب لبنان با پشتيباني همه شيعيان جهان، سرزمين عربي که داراي اديان مختلفي است را با جهاد خود آزاد کردند». وي اين مطالب را در سال 2000 ميلادي هنگامي که حزبالله با مجاهدتهاي بينظير خود، رژيم اشغالگر قدس را از لبنان بيرون راند، در روزنامه خود نوشت. «محمد طه» در باره ايران و ايراني ميگويد: پيامبر اکرم(ص) در پاسخ صحابه خود پيرامون شأن نزول آيه کريمه «ان تتولّوا يستبدل الله قوما غيرکم ثم لا يکونوا امثالکم» درحالي که به سلمان اشاره ميکرد، گفت: «اين مرد و هموطنانش» و سپس اضافه ميکند: «اگر دين در ستاره سهيل هم باشد، مرداني از سرزمين فارس به آن دست مييابند». او سخن از روي هوي و هوس نميگويد، بلکه اين وحيي است که به او وحي ميشود و اگر اين بشارتهاي نبوي در زمان امام خميني(ره) محقق نشود، پس کي محقق ميشود؟ و در جاي ديگري با اشاره به حادثه طبس ميگويد: آري، در اينجا وعده الهي محقق ميشود و دولت مؤمنان، حقانيت خود را ثابت ميکند، هنگامي که برکات خداوند بر آن نازل ميشود و آن را حمايت و از آن دفاع ميکند. «ان الله يدافع عن الذين آمنوا» ... همانطوري که قريش و اسد و قطفان و يهود نتوانستند از خندق سلمان عبور کنند، آمريکا نيز از حمله به ايران عاجز ماند و هواپيماهايش در صحراي طبس آتش گرفت. اينچنين عاشق دلباخته ايران و خميني کبير در کمال مظلوميت ربوده ميشود و سر از تنش جدا ميشود و هيچ کس نه در ايران و نه در هيچ جاي ديگر هيچ حرکتي نميکند. راستي چرا و چگونه و کي ميتوانيم اين مواضع با اراده و استوار را پاسخ دهيم؟ البته آنچه که از اين شهيد مظلوم نقل کردم، در تاريخ 4/6/2000 م در شماره 856 روزنامه «الوفاق» سودان به چاپ رسيده بود. بیانۀ منسوب به القاعده در سودان و آفریقا یک هفته بعد از ترور محمد طه، این بیانیه که به امضای رئیس القاعده در سودان و آفریقا «ابوحفص سودانی» رسیده بود، برای روزنامه های سودانی ارسال شد. در این بیانیه، 23 نفر از روشنفکران سودانی در لیست ترور قرار گرفته بودند. در این بیانیه ذکر شده بود که سازمان القاعده، حکم اعدام را در حق سگی از سگهای حزب حاکم، روزنامه نگار بی دین، محمد طه اجرا کرده است. متن بیانیه: بسم الله الرحمن الرحیم شبکۀ القاعده در سودان و آفریقا به حمد و فضل خدا، روز سه شنبۀ مبارک، حکم اعدام یکی از سگهای حزب حاکم، روزنامه نگار ملحد، محمد طه که به پیامبرمان حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) توهین کرده بود، با بریدن سر او در خانه ای امن اجرا شد. در مرحلۀ بعد به مکانی که در آنجا جسد پیدا شد، منتقل گردید. این عملیات را سه نفر از اعضای شبکۀ القاعده انجام داده، سپس در روز پنجشنبه، خارطوم را ترک کردند. ما تاکید می کنیم، حکومت به هیچ راهی را برای رسیدن به مجریان ترور، پیدا نکرده ولی همانطور که عادت کرده ایم، فکر می کنم، حزب سگها، گوسفندی قربانی را به میدان بیاورند که مردم را راضی کرده و بر شکستشان پوششی قرار دهند. در پناه خدا باشید. ابوحفص سودانی رهبر شبکۀ القاعده در سودان و آفریقا «محمد طه» کیست؟ در سال 1956 در «القریر» در شمال سودان متولد شد. تحصیلات دانشگاهی را در دانشکدۀ حقوق دانشگاه خارطوم پی گرفت. در ادارۀ «مراجع عمومی» مشغول به کار شد. فعالی سیاسی و اسلامگرا بود. در گذشته عضو «جبهۀ ملی اسلامی» بود. به فعالیتهای روزنامه نگاری پرداخت و با تعدادی از روزنامه های سودانی همکاری داشت. در نیمۀ دهۀ 80 سردبیر روزنامۀ «الرایه» شد. این روزنامه ارگان حزب «جبهۀ اسلامی ملی» بود که توسط «حسن الترابی» تاسیس شده بود. بعد از گذشت مدتی، محمد طه با ترابی و همچنین با شخصیتهای مهمی از حکومت عمر البشیر، اختلافهای شدیدی پیدا کرد. با اینکه یکی از مهمترین کارگزاران جریانهای سیاسی اسلامی به شمار می آمد، ولی همیشه به جهت استقلال اندیشه ای که داشت با رهبران احزاب اختلاف نظر پیدا می کرد. محمد طه در سال 1996 روزنامۀ «الوفاق» را تاسیس کرد و تا صبح روز ترور شدن، سردبیر این روزنامه بود. متاهل و دارای سه فرزند بود. در هنگام کشته شدن 50 سال داشت. با این که روزنامۀ الوفاق وضعیت مالی خوبی داشت ولی محمد طه، زندگی زاهدانه ای داشت. او در خانه ای ساده در محلۀ «کوبر» در بخش دریایی خارطوم زندگی می کرد. در بیشتر وقتها از ماشین استفاده نمی کرد و غالبا پیاده روی می کرد. محمد طه در سال 2000 نیز بعد از این که مقاله در انتقاد از حزب حاکم نوشته بود، مورد سوء قصد قرار گرفت که از این واقعه جان سالم به دربرد. در سال گذشته، در روزنامۀ «الوفاق» که محمد طه سردبیر این روزنامه بود، فصلهایی از کتاب نویسنده ای به نام دکتر مقریزی منتشر شد. در این مقاله دربارۀ پیامبر بحثهایی مطرح شده بود. بنا به گفتۀ محمد طه خود او در رد این مقاله، چند مقاله در روزنامه منتشر کرده بود. ولی مخالفان طه، با استفاده از این مقاله، او را به ارتداد متهم کردند و فتنه ای را در اذهان عمومی بر ضد او به راه انداختند. بعد از اوجگیری تبلیغات بر ضد محمد طه، در ماه می 2005 علیه او در دادگاه به اتهام «ناسزاگویی به پیامبر» شکایت شد و کیفر خواست اعدام در دادگاه جنایی شمال خارطوم برای او مطرح شد. در پی این شکایت چند روز زندانی شد و روزنامۀ الوفاق مدت سه ماه توقیف موقت شد. اضافه بر این، به پرداخت 8 میلیون جنیه سودانی(معادل 3200 دلار آمریکایی) متهم شد. بنا به گزارش شبکۀ الجزیره محمد طه از حکومت سودان انتقادهای فراوانی کرده بود و بعد از نشر مقالۀ مقریزی، به شکل تلفنی، چندین بار تهدید شده بود. آتش سوزی دفتر روزنامه: شش ماه گذشته، عده ای ناشناخته مقر روزنامۀ الوفاق را آتش زدند. این حمله باعث از بین رفتن ساختمان روزنامه شد. به دلیل این که محمد طه از متمردان دارفور انتقادهای تندی کرده بود، بسیاری معتقدند این حمله از طرف متمردان دارفور انجام شده است. تظاهرات بر ضد محمد: تعداد زیادی از مردم سودان در برابر دادگستری خارطوم تجمع کرده، خواستار اعدام محمد طه شده بودند. در این تظاهرات خشم آلود پارچه نوشته ای با این مضمون: «ای قاضیان سودان، از شرافت پیامبر دفاع کنید!» دیده می شد. تظاهر کنندگان شعارهایی به این مضمون مطرح می کردند: «اجرای حد اجرای حد برای مرتد!»؛ «لا اله الا الله مزمم طه عدو الله»؛ «این شیعه دشمن خداست»! تظاهر کنندگان با بلندگوها خواستار تحویل محمد طه به آنها شدند تا به جرم ارتداد، او را به قتل برسانند. عکس العمل محمد طه: دکتر«عبدالحی یوسف» یکی از اساتید دانشگاه خارطوم که به جریانهای سلفی نزدیک بود، جزو کسانی بود که در به راه انداختن اعتراضات بر ضد محمد طه نقش داشت. محمد طه در مصاحبه ای که با شبکۀ العربیه داشت، بیان کرد: این شخص بدون این که فقیه یا سیاستمدار باشد، به دنبال رسیدن به رهبری است. او اضافه کرد، این شخص مدارای دینی را در سودان سوزانده است. در سال 1998 در دانشگاه خارطوم نمایشگاهی دربارۀ کتاب مقدس برگزار شده بود که بر اثر مخالفتهای عبدالحی یوسف در پایان پرده های این نمایشگاه به آتش کشیده شد و نزدیک بود، فتنه ای در این موضوع برپا شود. محمد طه گفت: این شخص برای جامعه خطرناک است و جزو پادگاه فتنه در سودان می با شد. بیانۀ محمد طه با اوج گرفتن مخالفتها بر ضد محمد طه و نشر تهمتها بر ضد او در فضای افکار عمومی، محمد بیانه ایی صادر کرد و در این بیانه به وضوح حقایق را شرح داد. متن این بیانه در زیر آورده شده است: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم «هذا بیان للناس و هدی و موعظه للمتقین»(این بیانی برای مردم و هدایت و موعظه ای برای اهل تقواست» «ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون» صدق الله العظیم در سالگرد میلاد رسول خدا(صلی الله علیه و سلم) پیامبر امی کریم، که به رسالت او و بیان بلیغ، روشن و راستین او از جانب پروردگار شهادت می دهیم، در این ساگرد، به دلیل این که روزنامۀ الوفاق مقاله ای از دکتر مقریزی منتشر کرد- این مقاله را در اینترنت یافته بودیم و مقریزی به رسول خدا(ص) حمله می کرد- با این که من در سه مقاله، بر ضد او ردیه نوشتم و ادعاهای مقریزی را تکذیب کرده، از رسول خدا(ص) دفاع نمودم- پیامبری که با محبّت او رشد کرده ام- ولی با این حال از روزنامۀ من الوفاق این گونه برداشت شده بود که من- العیاذ بالله- نسبت به پیامبر جفا کرده ام. از این عمل به خدا پناه می برم. من خداوند گواه بر رازها را شاهد می گیرم، رسول خدا و مومنان را شاهد می گیرم که از هر باور، سخن یا رفتاری که از من سرزده یا در آینده سر بزند و از عظمت، شرافت و کرامت رسول هدایت و رحمت (ص) چیزی بکاهد، بیزار هستم. ایمان استوار من که نسبت به خداوند سست نمی شود، انگیزۀ من از این بیزاری جستن است. همچنین ایمان من به این که «محمد بن عبدالله صلی الله علیه و سلم» رسول خداست، از جانب خداوند برگزیده شده و برگزیدۀ برگزیدگان پاکیزه و پاک نسب است. خداوندا تو را شاهد می گیرم این عمل را فقط برای دفاع از پیامبر و رسولت انجام داده ام و اگر این اقدام من به محبت قلبی ام نسبت به رسول خدا(ص) خدشه ای وارد کند، به سوی تو خالصانه توبه می کنم. تو دانایی و من نادان و تو آگاه به غیبها هستی. روزنامۀ من الوفاق، پیوند من با مردم دوستدار رسول خدا(ص) در سودان است، مردمی که بر پیامبر(ص) صلوات بسیار می فرستند. من نیز این روزنامه را هر روز با حدیثی از رسول خدا(ص) زینت می دهم. حدیثی را مطرح کرده ام که باعث ایجاد وحدت در خط مسلمانان گردد: «انما یاکل الذئب من الغنم القاصیه»؛ (به درستی گرگ، گوسفند از گله دور شده را می خورد». بعد از بیان تمامی این مسایل، پوزش خود را از احساسات تمامی کسانی که به دعای خیرشان نیازمندم،کتبا اعلام می کنم. به خدا قسم جز نیکی را نخواسته ام. سرنوشت، پیش از این و بعد از این در دست خداوند است و او مهربان و پوزش پذیر است. خداوند متعال می فرماید: «لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین رووف رحیم» «فان تولوا فقل حسبی الله لااله الاالله هو علیه توکلت و هو رب العرش العظیم» محمد طه در گفتگو با سازمان عربی «آزادی روزنامه نگاری» بیان کرده بود: که روزنامۀ الوفاق اشتباهی فنی در نشر این مقاله انجام داده است. او اشاره کرد: کسانی که بر ضد او شکایت کرده اند، خواهان دادگاهی غوغاسالار و تاریک هستند. او بیان کرد از بین هفت نفری که بر ضد او شکایت کرده اند فقط «عطیه محمد سعید» بر شکایت خود باقی مانده است ولی باقی مدعیان، شکایت خود را پس گرفته اند. او بیان کرد بخش فنی روزنامه که مسئول استفاده از مطالب اینترنتی در روزنامه بوده، مطالب نوشتۀ مقریزی را بدون توجه به محتوای آن، از سایتی اینترنتی گرفته و در روزنامه منتشر کرده است. او مجموعه ای از مقاله ها را در رد این نوشته، نگاشته است. 9 روز بعد از انتشار این ردیه ها، برخی اعضای هیئت علمای سودان و انجمن امامان جماعت و علما، مردم را بر ضد او شورانده اند. او بیان کرد، این راهیپیماییها در آغاز و پایان هجمه ای سیاسی است. مصاحبۀ «محمد طه» با شبکۀ بی بی سی: سال گذشته در مصاحبه ای که با شبکۀ «بی بی سی» داشت، بیان کرده بود: کسانی که با او مبارزه می کنند، به دنبال فتنه و از بین بردان مدارای دینی در سودان هستند. او از موضع خود در برابر اتهامی که به او وارد شده بود دفاع کرد و گفت: دیدگاه عمومی در این باره منحرف شده است. او در این مصاحبه منکر شد که نیت تعرّض به پیامبر اسلام داشته است. او گفت: نویسندۀ این مقاله شخصی به نام دکتر مقریزی بوده. او گفت در رد ادعاهای مقریزی چند مقاله نوشته است. محمد طه بیان کرد: هدف او دفاع از اسلام بوده است.
دیدگاهها:
«عمر البشیر» رئیس جمهور سودان: این حادثه بر ملّت سودان تحمیل شد. اتحادیۀ روزنامه نگاران سودانی، انجمن روزنامه نگاری سودان، دفتر اجرایی اتحادیۀ وکیلان سودان نیز سخنان مشابهی ابراز کردند. «صادق المهدی» رهبر حزب اتحاد دمکراتیک سودان، این حادثه را نخستین جنایت ترور سیاسی در سودان دانست. تحلیلها: در تاریخ 8 دسامبر سال 2000 هم شخصی به نام «عباس عباس» با حمله به مسجد «جرافه» تعدادی از نمازگزاران را به خاک و خون کشیده بودند. عباس عباس، پارچه ای به تن کرده بود که بر آن نوشته شده بود «التکفیر و الهجره» این واقعه چنان تکان دهنده بود که برای بسیاری خاطرۀ تلخ کشتار مسجد جرافه را زنده کرد. بنا به تحلیل برخی نویسندگان، محمد طه، به دلیل جایگاه کاری خود که در روزنامه نگاری سودان بی نظیر بود، دشمنان زیادی برای خود ساخته بود. بعضی معتقد بودند، قاتلان سودانی نیستند؛ چون چنین جنایات سیاسی و مذهبی در سودان سابقه نداشته است؛ برخی معتقد بودند این قتل در راستای اختلاف حکومت با مخالفانش طراحی شده است. و برخی دیگر بر این باور بودند که این قتل ساخته و پرداختۀ سازمانهای اطلاعاتی غربی برای تخریب چهرۀ سودان است. برخی نیز با برشمردن حوادث خشونت بار مشابه در سودان این حادثه را قلۀ خشونتهای در حال رشد در سودان دانسته اند. دکتر «تیتاوی» روزنامه نگار سودانی بیان کرد ما روزنامه نگاران در بررسی مسایل باید به دقت ملتزم باشیم تا به دلیل عیوب ما به میانمان نفوذ نکنند. «فیصل محمد صالح» معتقد است این حادثه باعث محدود شدن روزنامه نگاری در سودان خواهد شد. او گفت: روزنامه نگاران تنها در بیان دیدگاههای خود تهدید نمی شوند بلکه زندگی آنها در معرض تهدید است. مجموعه های مسلح: بنا به گفتۀ وزیر کشور سودان، در این کشور 48 گروه مسلح شبه نظامی وجود دارد که تحت فرمان نظامی دولت نیست. وزارت کشور سودان، بعضی جوانان دارای گرایش به گروههای تکفیری را دستگیر کرد. یکی از منابع امنیتی گفته: شیوۀ ترور طه، مشابه با شیوۀ زرقاوی است. او دقت اجرای این جنایت را نشانۀ برنامه ریزی قبلی و تدبیر دانست و وجود دستهایی خارجی را در این ترور بعید ندانست. مدیر سابق دستگاه امنیتی سودان، «حسن بیومی» معتقد بود این حادثه نخستین حادثۀ جنایی و سیاسی در نوع خود بود به ویژه به شکلی که اجرا شد. او به شبکۀ الجزیره گفته این واقعه چون نشانۀ بارزی در تاریخ سودان خواهد بود. این واقعه چهرۀ سودان را کاملا زشت کرد به ویژه این که سودان با جبه های مختلفی رودرو است که مهمترین آن ادعاهای آمریکایی در ارتباط با تروریسم است. او اشاره کرد این حادثه چهرۀ غریبی از شهروندان سودانی در داخل و خارج ترسیم کرد و اگر فورا و به شکل مطلوب جلو این وقایع گرفته نشود، چه بسا به روشی جدید در تعامل با مسایل خلاف تبدیل شود. روزنامه نگاران و احساس خطر برخی از روزنامه نگاران سودانی، بعد از این جنایت اعلام کردند برای حفظ امنیت خود، اسحله همراه خود حمل می کنند. «صلاح الدین عووضه» اظهار داشت از وزارت کشور سودان اجازۀ حمل اسلحه گرم را گرفته است. «حسن التوم» سردبیر نشریۀ «خارطوم جدید» از حالت ترسی که بعد از این جنایت بر روزنامه نگاران مسلط شده است خبر داد و بیان کرد بسیاری از این روزنامه نگاران نیازمند داشتن اسلحه هستند. او معتقد است این ترس فقط در رفتار روزنامه نگاران نمایان نمی شود بلکه بسیاری از نویسندگان از بررسی مسایل دینی و قومی اجتناب می کنند.
نوشته: حميدرضا غريب رضا
منابع: العربیه، الرای العام، الاندلس للاخبار، بی بی سی، الجزیره، سودانیز اونلاین، بازتاب، عرب پرس فریدم و ...
|