صفحه شخصي حميدرضا غريب رضا
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
  • مرگ بر شاه در نماز ميّت!  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  •  

    1216e8p.jpg - 256x256 - 10.22 kb
    مسجد الرفاعی در مصر محل دفن شاه مخلوع ایران

    بسم الله الرحمن الرحیم

    مرگ بر شاه در نماز میّت

    نوشته: حمیدرضا غریب رضا
    چند ساعت از سر شب گذشته بود.  در یکی از شبستان های کناری مسجد الحرام بودم. جمعیت کم بود و شبستان دیگر خلوت شده بود. جوانی بود که بعداً فهمیدم مهندس الکترونیک است و اهل کشور مصر. مشغول خواندن قرآن بود. با هم رفیق شدیم. مثل خیلی از مصری ها خوش اخلاق بود و گرم. سر صحبت که باز شد، گفت: یکی از روحانیون و اساتید دانشگاه الازهر، در کاروان،  همراه ماست. دوست دارید با هم آشنا بشوید؟
    من هم از خدا خواسته، جواب مثبت دادم و راه افتادیم. از کوچه پس کوچه های مکه گذشتیم تا رسیدیم به مسافرخانه ای نامرتب و قدیمی. آن جا تازه قدر کاروان های ایرانی را فهمیدم. غذا را هم باید خودشان تهیه می کردند. بوی خوراکی هایی که فکر کنم فاسد شده بود طبقه آن ها را فراگرفته بود که آدم را اذیت می کرد.
    وارد اتاق کوچک اقامت شان شدیم. چند جوان مصری هم از همان کاروان، آن جا بودند. استاد هم بود. دکترای تفسیر و علوم قرآنی داشت. با این که نابینا بود و سنّی از او گذشته بود، سرحال، پرتلاش و پرمطالعه بود. البته کتاب ها را برایش می خواندند. می گفت کتاب الغدیر را خوانده. از کتاب الغدیر تعریف می کرد وکتا را باارزش توصیف کرد.
     این تنها نظر ایشان نبود. بسیاری از نویسندگان و عالمان اهل سنّت، پس از مطالعه، این کتاب را ستوده بودند و نگاشته هایشان در مقدمه کتاب الغدیر منتشر شده. شهید مطهری هم در یکی از نوشته هایش به نام «الغدیر و وحدت اسلامی» این کتاب را یکی از عوامل ایجاد وحدت در جهان اسلام معرفی کرده است.
    کمی هم، بحث و گفتگو با جوانان آن جا داشتیم که نرخ شاه عباسی بحث و گفتگوها بود. استاد هم نکاتی داشت و تذکراتی داد که به دیدگاه ایشان شرط ضروری و لازم برای تحقق وحدت بین مسلمانان است. بیشتر می خواستم بشنوم، با نگاه استاد آشنا بشوم و از تجارب ایشان استفاده کنم. فکر کنم ایشان هم فهمیده بود که خیلی مایل به بحث و چالش نیستم.
    خاطره خیلی زیبایی نقل کرد که جنبه تاریخی داشت. تا به حال از کسی نشنیده بودم و در هیچ کتابی نخوانده بودم. همه جلسه دیدار ما یک طرف و این خاطره زیبا هم یک طرف.
    بحث حضور شیعیان در مصر شده بود. یکی از جوانان گفت ما در مصر شیعه نداریم.
    گفتم: نخیر، شیعیان در مصر هم هستند، من نویسندگانی شیعه را در مصر می شناسم و آثارشان را مطالعه کرده ام.
    استاد هم در تایید حرف من گفت: بله قبلا بعضی روحانی های شیعه هم در مصر بوده اند و به مرحوم «قمی» و «الرفاعی» اشاره کرد. این خاطره را هم از مرحوم الرفاعی نقل کرد.
    آقای الرفاعی یکی از روحانیون عراقی بوده که چند سال در مصر زندگی کرده است. استاد رضوی در کتاب«مع رجال الفکر فی القاهره» از ایشان مطالبی را نقل کرده است.
    استاد خیلی از شجاعت ایشان تعریف کرد. گفت: شاه ایران در مصر از دنیا رفت. رابطه شاه ایران و حکومت وقت مصر هم برای همه روشن بوده. به همین جهت موضع شجاعانه ای که ایشان گرفته بود بسیار قابل توجه و قابل تقدیر است.
    داستان درباره نماز میّتی بود که بر روی جنازه شاه خوانده شد. نماز میت شاه را آقای الرفاعی خوانده بود و جمله ای تاریخی درباره شاه در نماز گفته بودند. گویی انورسادات هم در این مراسم شرکت داشته است. با این که این جمله بسیار مهم و زیبا بوده و موضع ایشان بسیار شجاعانه، ولی متاسفانه این واقعه، در هیچ یک از کتاب های تاریخ انقلاب ثبت نشده است.
     نماز میت چند تکبیر دارد و بعد از هر تکبیر اذکار و دعاهایی را باید بخوانیم. در بخشی از این دعاها این جملات خوانده می شود: «خدایا ما از این میّت جز خوبی ندیده ایم. اگر نیکوکار است بر نیکی او بیافزا و اگر بدکار است از بدی او بگذر»
    استاد می گفت: وقتی آقای الرفاعی به این بخش از دعا رسید، با صدای بلند و بدون هیچ ترسی گفت: «خدایا ما جز بدی از این میّت ندیده ایم! اگر مایلی او را ببخش اگر هم نخواستی نبخش!! الله اکبر»
    چون این خاطره به شکل مستقیم درباره شاه مخلوع است، آن هم در کشوری به اهمیت مصر اتفاق افتاده، شده، فکر می کنم بجاست مراکزی که درباره تاریخ معاصر ایران و تاریخ انقلاب فعالیت دارند مثل مرکز اسناد انقلاب اسلامی و دیگر مراکز فعال در این زمینه، تحقیق جامعی را در این باره انجام دهند و با مصاحبه با شخصیت هایی که آقای الرفاعی را از نزدیک دیده اند و در این نماز شرکت داشته اند،چند و چون قضیه را دقیقا بررسی و ثبت کنند.