صفحه شخصي حميدرضا غريب رضا
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
  • نگاه جوانان عربستان به ما  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  •  theboyz.jpg - 1600x1067 - 302.25 kb
    عكس تزیینی است

    تلاشم این بود که با مردم عربستان، خصوصاً با جوانان عربستانی ارتباط برقرار کنم. عربستان مرکز فعالیت گروه‌های ضد شیعی و ضد ایرانی است و حجم بالایی از دشمنی رسانه‌ای را با مرکزیت عربستان بر ضد کشور ما پراکنده می‌کنند. شاید چند سال گذشته، اگر به آنها می‌گفتیم ما دشمن مشترک داریم، برادر همدیگر هستیم و نباید با هم اختلاف داشته باشیم، پاسخ می‌دادند: شما مشرکید! شما کافر هستید! اول مسلمان بشوید، بعد برادر می‌شویم و وحدت خواهیم داشت.
    ولی تحول‌های فرهنگی و سیاسی، از جمله بحران‌های مذهبی و سیاسی عراق، مقاومت سیاسی ایران در صحنه بین المللی، به ویژه مسأله انرژی هسته‌ای، روی کار آمدن دولت اصولگرا در ایران و مواضع روشن در عرصه سیاست خارجی، به ویژه احیای گفتمان روح اللهی و اعلام بی پرده ضرورت از بین رفتن اسرائیل، پیروزی‌های حزب الله لبنان و... فضای فکری مردم عربستان را به سمت محبوبیت ایران، کاملاً متحوّل کرده است. امروز اعتقاد به انسجام اسلامی، گفتمان غالب توده‌های جهان اسلام، حتی مردم عربستان شده است. به جز گروه‌های تندروی وهابی، با هر کدام از مردم عربستان، مخصوصا جوانان این کشور صحبت می‌کردیم، قبل از این که ما ضرورت وحدت را یادآوری کنیم، آنها می‌گفتند: ما برادر هستیم. همه مسلمانیم. آمریکا دشمن ماست و...
    در مکه، مقابل ساختمان بعثه مقام معظم رهبری(حفظه الله) پلیس حفاظت از ساختمان‌ها، با لباس مخصوصی مستقر بود. جوانی بود عربستانی با ریش‌های بلند و چهره جوگندمی. جلو رفتم و سلام کردم. به گرمی جواب سلامم را داد. گفتم ما در کشور شما، ابتدا میهمان خدا هستیم، بعد هم میهمان شما. ولی اگر به ایران سفر کنید برایتان این شعر را می‌خوانم: «یا ضیفنا لو جئتنا لوجدتنا نحن الضیوف و أنت رب المنزل؛ ای میهمان ما اگر نزد ما بیایی، ما را میهمان و خود را صاحب خانه خواهی یافت.»
    گفت: «الله الله الله! تجعلنی رب المنزل؛ من را صاحب خانه می‌کنی؟! محل کار من همین جاست. هر روز از ساعت هفت صبح تا سه عصر این جا هستم. دوست دارم هر روز همدیگر را ببینیم و با هم صحبت کنیم.»
    جوان فهمیده، پرمطالعه و منصفی بود. از مبانی فکری ما هم به وسیله سایت‌های اینترنتی اطلاعات خوبی به دست آورده بود و پرسش‌های جالبی مطرح می‌کرد. روزی یکی از طلبه‌های حزب الله لبنان را که به بعثه آمده بود، به او معرفی کردم. بسیار احترام گذاشت و با حسرت به ایشان گفت: «خوشا به حالتان! دروازه جهاد بر روی شما باز شده، ولی ما از این نعمت الهی محروم هستیم.»
    منتظر اتوبوس ایستاده بودیم. ماشینی از جلوی ما عبور کرد. سرنشینان ماشین چند نفر جوان عربستانی بودند. یکی از جوانان که از لباس و چهره ما تشخیص داده بود ایرانی هستیم، سرش را از پنجره ماشین بیرون آورد و گفت: «الموت لامریکا، الموت لاسرائیل!» یعنی مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل. شاید می‌خواست بگوید ما هم همفکر شما هستیم و بر راهی که انتخاب کرده‌اید، استوار بمانید. شاید هم می‌گفت: نمی‌گذارند ـ بخوانید جرأت کافی نداریم ـ در کنار شما بایستیم و مقاومت کنیم. ولی با شما همدلیم. اگر کنارتان نمی‌ایستیم، ولی در حال رفتن با شما همصدا می‌شویم.

    بخشی از مقاله «باب الشهدا در مکه» منتشر شده در نشریه امتداد

    http://www.gharibreza.com/index.php/page,2020A4057.html