صفحه شخصي حميدرضا غريب رضا
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
  • سجده شكر كردم...  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  •  
     
    9643350568.240.jpg - 118x240 - 8.78 kb


    بسم الله الرحمن الرحیم
    در اینترنت با هم آشنا شدیم. دانشجویی فعال و مبارز است در یکی از احزاب مخالف دولت مصر. با این که حزبشان ضد دین نیست، ولی خیلی هم رنگ و بوی دینی ندارد، با این حال، شخصیت های متدین هم در حزب فعال هستند، از جمله همین دوست ما.
    اطلاعات خوبی داشت، به قول خودش تاریخ انقلاب های دنیا را مطالعه کرده بود. درباره انقلاب ما هم مطالب خوبی را می دانست.
    روزی به من گفت: مردم ایران مثل مردم مصر نیستند.
    پرسیدم: چرا؟
    جواب داد: مردم ایران اهل مبارزه و ایثار هستند، شما قیام کردید و طاغوت حاکم بر کشورتان را بیرون کردید بعد هم نظامی را که می خواستید به وجود آوردید ولی مردم ما در مصر چه؟ ما هر چه مبارزه می کنیم، هر چه به زندان می افتیم، هر چه شکنجه می شویم، آنها هیچ حرکت موثری نمی کنند، فقط برای ما کف می زنند!!
    غریب رضا: بله، قلب هایشان همراه شماست ولی شمشیرهایشان بر ضدتان!!
    جوان مصری: بله، بله... دقیقا همان سخنی است که فرزدق به امام حسین گفت.
    (خیلی برایم شیرین و جالب بود که جوانی در مصر، اینقدر دقیق تاریخ کربلا را می شناسد.)
    گفتم: ببین دوست من! مردم در همه دنیا انسان هستند و مانند هم. ولی تفاوت مردم ما با مردم شما این بود که ما نعمتی داشتیم که شما از آن محروم هستید. دقیقا به همین دلیل هم انقلاب ما پیروز شد ولی شما که سابقه مبارزاتی بیشتری از ما دارید، هنوز موفق نشده اید.
    ما رهبری داشتیم به نام «روح الله الموسوی الخمینی». امامی که امام حرکت بود. تمام وجودش قیام برای خدا بود. مردم هم او را دیدند و به حرکت درآمدند. شما رهبری مثل امام خمینی ندارید.
    گفت: قبول دارم، امام خمینی شخصیت بزرگی بوده و در ایران بسیار تاثیر گذار. ولی من که رهبر دینی نیستم. من جوانی دانشجو هستم که می خواهم مصر تغییر کند و تحوّلی در آن ایجاد شود. من چه کار باید بکنم؟
    گفتم: خیلی روشن است. شما که امام خمینی را قبول دارید، خوب مناسب است زندگی ایشان را مطالعه کنید و ببینید ایشان چطور توانست این تحول بزرگ را در ایران به وجود بیاورد. شما هم از همان روش برای تحول در مصر استفاده کنید.
    پاسخ داد: خیلی خوب! موافقم.
    من هم کتاب «حدیث الانطلاق» را که از بعضی از سایت های اینترنتی گرفته بودم برای او ارسال کردم. این کتاب ترجمه کتاب «حدیث بیداری» است که آقای انصاری نوشته و موسسه نشر آثار امام خمینی منتشر کرده است. در این کتاب تلاش شده مراحل مختلف زندگی حضرت امام به خلاصه ولی به شکل فراگیر و جامع طرح شود.

    ***

    دو یا سه هفته بعد بود. دیدم چراغ این دوستمان در یاهو مسنجر، روشن است.
    سلام و علیک کردیم و پرسیدم: کتاب را مطالعه کردی؟ چطور بود؟
    جواب داد: خیلی لذت بردم. کتاب عالی بود.
    گفتم: چه نکته ای از این کتاب به دلت نشست؟
    گفت: این که امام در مقابل هیچ قدرتی سرخم نکرد. همیشه بدون هیچ ترس و واهمه ای حرف خود را می زد و تمامی پیامدهای آن را با شجاعت به جان می خرید.
    (انصافا بیت الغزل زندگی امام را پیدا کرده بود. حق هم داشت. با توجه به فضای انقلابی مصر امروز، طبیعتا و شاید هم ناخواسته این جوان مصری بیشتر جذب شیوه مبارزاتی و همچنین روش حاکمیت امام شده بود. او امام را در دو برهه تاریخی و از دو منظر مطالعه کرده بود: رهبر مبارزه و رهبر انقلابی پیروز شده. شجاعت و اقدام گری امام نیاز ضروری جهان اسلام و کمبود رهبران دینی و سیاسی معاصر است. به همین دلیل هم شیفته امام شده بود. )
    از همه زیباتر این که:
    جوان مصری ادامه داد: به همین دلیل هم جوانان حزبمان را جمع کرده ام و حلقه ای مطالعاتی تشکیل داده ایم، کتابی را که برایم فرستادی، در این حلقه بررسی می کنیم تا ببینیم چگونه می شود از زندگی سیاسی امام خمینی، در مصر امروز استفاده کنیم.

    بغض گلویم را گرفته بود. سر به سجده گذاشتم و خدا را شکر کرد. شکر کردم از این که خدا چنین نعمتی به ما داده. البته باید توبه هم می کردم. توبه برای کم کاری و قصورهایمان که این سرزمین تشنه معرفت را خشک گذاشته ایم و نور اسلام ناب را که در سیره و اندیشه های امام متجلی شده به دنیا منعکس نمی کنیم.