صفحه شخصي حميدرضا غريب رضا
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
  • وقتي حاج آقا مترو مي رود...   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  

  •  metro01.jpg - 540x425 - 74.45 kb
    بسم الله الرحمن الرحیم

    معمولا هرماه چندبار به تهران سفر می کنم. بیشتر وقت ها، رفت و آمدم را داخل تهران، با مسیر  مترو تنظیم می کنم. علاوه بر ارزان بودن و سرعتش، فایده های دیگری هم دارد: دوست دارم بیشتر با جوان ها باشم، این جوری لااقل بعضی ها،  برای یک بار هم که شده، توی عمرشان طلبه ای را از نزدیک می بینند. بعضی جوان ها، تیکه می پرانند من هم از خداخواسته راهی برای ارتباط پیدا می کنم، دوتا اضافه تر جوابشان می دهم و سر صحبت باز می شود!
    خاطرات خوبی از این ارتباطها دارم دوست داشتم بعضی هاش را برای شما تعریف کنم:


    حاج آقا با شما نبودیم...

    منتظر رسیدن قطار شهری ایستاده بودم. دوتا از جوانها جلوتر از من ایستاده بودند به من اشاره کردند و پوزخند زدند. فرصت را از دست ندادم، جلو رفتم و با هر دو دست دادم و سلام و علیک کردم.
    جا خورده بودند، انتظار این عکس العمل اون هم به این سرعت را نداشتند...
    گفتم: می بینم که آخوند دیدید و لبخند به لبتان نشسته!!
    گفتند: نه حاج آقا! با شما نبودیم، داشتیم برای خودمان مطلبی را می گفتیم که خنده مان گرفت.
    گفتم: نه اتفاقا ما از شادی شما خوشحال هم می شویم! یکی از کارکردهای ما روحانیت این هست که بعضی مردم چشمشان که به ما می افتد، غم و غصه از دلشان بیرون می رود و لبخند می زنند. خوب شاد کردن قلب مومن هم ثواب دارد!
    مترو هم دیگر رسیده بود... حاج آقا بفرمایید... با هم رفتیم داخل مترو و کنارشان ایستادم.
    بنده خداها خیلی خجالت کشیدند. فضا سنگین شده بود. دیگر باید سرصحبت را باز می کردم. گفتم ایرانسل داخل مترو خط نمی دهد(البته الان درست شده)
    گفت: حاج آقا ایرانسل که نشد خط موبایل.
    گفتم: ولی اینترنتش خوب هست!
    گفت: حاج آقا اهل اینترنت هم هستید؟ نکند چت هم می کنید؟
    گفتم: کجای کارید؟ من چتر حرفه ایم، 600 نفر عضو لیست یاهو مسنجر من هستند. البته از مذاهب، ادیان و کشورهای مختلف. خیلی وقتها بحثهای فرهنگی و اجتماعی، بعضی وقتها هم با پیروان دیگر مذاهب بحثهای اعتقادی داریم. با جوانهای خودمان هم همینطور. بعضی مسایلی که شاید خجالت بکشند رودرو بپرسند، بعضی دردلها را که با کسی نمی گویند، اینجوری راحت تر برای ما مطرح می کنند. خلاصه اینترنت و مخصوصا چت کردن برای ما منبری در فضای مجازی است، با این تفاوت که این منبر یک طرفه نیست.
    چون گفته بودم با مذاهب دیگر ارتباط دارم، او هم فیلش یاد هندوستان کرد و خاطراتی از تعامل خود را با برادران اهل سنّت تعریف کرد.
    آخر سر هم به خیر و خوشی از هم خداحافظی کردیم و جداشدیم. موقع رفتن از رفتار قبلی شان معذرت خواهی کردند.