صفحه شخصي حميدرضا غريب رضا
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
  • ماجراي نيمروز و تاريخ‌نگاري سينمايي انقلاب اسلامي  
  • 1396-02-04 19:37:9  
  • تعداد بازدید : 56   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • بسم الله الرحمن الرحیم

    ماجرای نیمروز و تاریخ‌نگاری سینمایی انقلاب اسلامی

    نویسنده: غریب‌رضا


    مساله اینقدر پیچیده‌ای نیست که قابل فهم نباشد. تاریخ را باید خوب روایت کرد. چنان‌که باورها و ارزش‌ها را نیز باید زیبا بیان نمود.

    شخصی نکته سنج می‌گفت: آب مایه حیات است ولی اگر دهان تشنه را بگیری و فشار بدهی و بخواهی با زور آب در حلقش بریزی، با این که تشنه است ولی همین آب را استفراغ می‌کند.

    خوبی‌ها را باید خوب و زیبا تعریف کرد. بر خلاف فلسفه بافی‌های زیادی که اینجا و آنجا مطرح می‌کنند نسل جوان غالبا ذاتا دین گریز نیست. معنویت و دین را در کنار عقلانیت می‌خواهد و جستجو می‌کند. این کوتاه نوشت، جای طرح نظریات مختلف درباره دین گریزی جوانان و ارزیابی آن‌ها نیست، ولی در یک کلام می‌تواند مدعی شود دین گریزی جوانان در ایران علل و در نتیجه گونه‌های مختلفی دارد و انواع واکنشی و نیمه فکری آن که از نظر کمیتی بیشترین انواع است اصیل و دائمی نیست بلکه قابل درمان است.

    به نظر می‌رسد سینما می‌تواند نقش مهمی در این عرصه ایفا کند. عرضه تاریخ انقلاب در قاب سینما با سبک‌های موثری مانند آن‌چه مهدویان نوآوری کرده، بسیاری از پرسش‌های ساختگی را پاسخ داده و ذهن مخاطب ایرانی را از چنبره جنگ‌ روانی رها می‌کند.

    سبک مهدویان در روایت‌گری تاریخ انقلاب، روش ویژه‌ای است که می‌تواند توهم اصیل بودن گسست نسل‌ها را از بین ببرد. این روش با «آخرین روزهای زمستان» در شرح زندگی شهید حسن باقری متولد شد، رشد کرد و در «ایستاده در غبار» با پرتوانداختن به زندگی جهادی سردار متوسلیان به بلوغ رسید. این بار روایت‌گری تاریخ انقلاب در قالب فیلم سینمایی حرفه‌ای و خوش ساخت با نام «ماجرای نیمروز» به میدان آمد.

    یادم می‌آید اولین باری که بخش‌هایی از فیلم «آخرین روزهای زمستان» را دیدم، در مکه بودم. خسته و کوفته روی تخت دراز کشیده بودم. تلویزیون را روشن کردم و کانال‌های ایران را یکی یکی نگاه می‌کردم. چند دقیقه‌ای از دیدن فیلم نگذشته بود که انقلابی در من ایجاد شد. چقدر جای فرماندهان زیرک و مجاهدی مثل شهید باقری در عرصه جنگ نرم به ویژه فضای جهان اسلام خالی است! ما می‌توانیم خلاء حضور این فرماندهان را در عرصه کاری خودمان پر کنیم؟!

    پسرم محمدهادی که شیفته سردار متوسلیان است و کتاب‌‌های مختلفی درباره ایشان را مطالعه کرده، پیگیر فیلم‌های مهدویان است. می‌گفت 3 بار ماجرای نیمروز را دیده! دفعه اول که همه با هم خانوادگی در سینمای آیه قم فیلم را دیدیم. بار دوم با بچه‌های مدرسه رفته بود سینما دیدن فیلم و بار سوم هم به همراه آقا مهدی برادر کوچک‌ترم. آقا مهدی هم که ذهنی بسیار پرتکاپو و پرسش‌گر و منتقد دارد بعد از فیلم با من درباره تاریخ منافقین پرسش‌ها و گفتگوهایی را مطرح کرد. شکایت کردم که چرا به من خبر ندادید تا همراهتان به سینما بیاییم؟!

    با مهدویان هم‌ذات پنداری پیدا کردم چون در حوزه کاری خودم هم این خلاء را به شدت احساس می‌کنم. یک دوره «تاریخ حوادث انقلاب به زبان عربی» حلقه مفقوده‌ای که باعث شده بسیاری از دروغ پردازی‌ها و روش‌های ایرانی‌هراسی را خنثی نماید. موفقیت جنگ روانی دشمن در بستر جهل مخاطب شکل می‌گیرد. آگاهی بخشی درمان این درد است.

    طبیعتا پردازش هنری و سینمایی فیلم در جذب بیننده‌ای مثل من بی‌تاثیر نبوده ولی پرجاذبه‌ترین شاخصه فیلم «ماجرای نیمروز» برای بنده که با تاریخ سازمان به اصطلاح مجاهدین خلق آشنا بودم و علاقمند به بررسی و مطالعه بر روش‌های کارسازمانی آن هستم، اتقان و نقل جزئیات حوادث و تاریخ سیاسی معاصر با محوریت عملکرد سازمان بود. پرجاذبه‌تر این‌که فیلم از زاویه دید نیروهای اطلاعاتی ساخته شده بود که وظیفه مبارزه با این جریان را به عهده داشتند.

    ماجرای نیمروز هوشیارانه تبدیل به کارگاهی برای آموزش غیرمستقیم فنون اطلاعاتی هم شده بود و سطح دانش عمومی را در این عرصه بالا برد.

    ظرف زمانی پخش فیلم هم بسیار مناسب است. دشمن تلاش دارد انقلاب و فرزندان راستین آن را قاتل، جنایت‌کار و خشن معرفی کند ولی ماجرای نیمروز که با رعایت امانت علمی به نقل تاریخ به زیباترین وجه ممکن پرداخته است نشان داده چه کسی خشونت طلب بوده است.

     

     

     

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :