گفتگوى اديان و جريانشناسى ديدگاهها
گفتگوى اديان و جريانشناسى ديدگاهها
منتشر شده در مجله پگاه حوزه
نویسنده: عبدالرحمن حللی
مترجم: حمیدرضا غریب رضا
فضاى سياسى و فرهنگى پديدآمده در بستر تمدنى هر دوره تاريخى، اقتضائاتى خاص خود را دارد. گرايش اديان در نزديكسازى ارتباط خود با پيروان ساير اديان، با ارتباطات تحميل شده از سوى اين فضاى فرهنگى تمدنى، متناسب است. با اوجگيرى يك شعار و تحميل آن بر فضاهاى فرهنگى، روشنفكران ديندار در گفتمان فرهنگى خود در حجم بالايى از اين شعار استفاده مىكنند. اين واژهها و مفاهيم آن قدر به كار گرفته مىشود كه در برخى موارد، به علت حجم بالاى سوداگرى فرهنگى، محتواى خود را از دست مىدهد. حتى گاهى اين شعارها از سوى كسانى استفاده مىشود كه اندكى پيش، اين مفاهيم را در چارچوب توطئه عليه اديان ارزيابى مىكردند.
هر چند در گذشته موضوعى مانند گفتگوى اديان، در چارچوبى محدود و در سطح موسسههاى پژوهشى و مجامع آكادميك مطرح مىشد، پس از اوجگيرى پروژه برخورد و سقوط تمدنها و پيدايش جنبشهاى فكرى سياسى، گفتگوى اديان هم در سطح رويين مباحث خودنمايى كرد و پژوهشهاى آكادميك متعددى به شكل عام، به مقارنه ميان ساختار عقيدتى، اخلاقى و ساختار شريعت در اسلام، تورات و انجيل و اديان گوناگون دیگر پرداخت. به شكل خاص نيز اين تحقيقات بر مسائلى چون توحيد و اخلاق تمركز داشت.
تکیه بر مشترکات ادیان
از نمونههاى بارز در تحقيقات مقارن، فرمانهاى دهگانه است. هر چند اين پژوهشهاى مقارن، به بيان مشتركات اجمالى ميان اديان و كتابهاى مقدس پرداخته است، ولى نمىتواند تباين جوهرى اديان با يكديگر و فصول مميز آنها را، به ويژه در مسأله توحيد و نبوت پنهان كند. به همين دليل، پژوهشهاى مقارن در چارچوب عناصر مشترك ميان اديان محصور شده است. از جمله اين عناصر مشترك، مفاهيمى چون تصور وجود خداوند به عنوان فاعل و منبع وحى، ايمان به فرشتگان و وظيفه دينى پيامبران است.
برخى پژوهشها بر بعضى مراسم دينى مشترك ميان اديان، مانند روزه و قربانى كردن متمركز شده است (پژوهش على عبدالواحد وافى) و برخى ديگر (پژوهش اسماعيل فاروقى) درباره ريشههايى تحقيق كردهاند كه آن را ديندارى سامى ناميدهاند. از ديدگاه اينان مبانى اين ديندارى، در چهار محور خلاصه مىشود:
1. وجود خداوند و دوگانگى خالق و مخلوق (مطلق و نسبى).
2. پيوستگى ميان خالق و مخلوق از راه وحى.
3. قدرتى كه خالق به مخلوق عطا كرده تا مقصد مورد نظر خالق را برآورده كند.
4. توانايى آفريدگان هستى بر تحقق مقصد آفريدگار.
محورهاى چهارگانه مزبور هسته ديندارى سامى است و بنيادهاى وحدت آفرين اديان يهود، اسلام و مسيحيت را تشكيل مىدهد.
برخى ديگر، بر محورهاى اخلاقى مشترك ميان متون اديان تكيه كردهاند؛ نيكو بودن صلح و مذموم بودن جنگ، برترى اعمال خير و نيكو كارى، نهى از دزدى، دروغ و آز ورزى و … .
“جوزف كاير” با بيان اين ديدگاه، معتقد است اختلاف ميان اديان در اين مسايل، تعابير متفاوتى از اين حقايق اخلاقى است. در همين چارچوب، يعنى تأكيد بر مسايل اخلاقى، جريانى رشد كرد كه تقريب ميان اديان را با تكيه بر اين بعد مطرح مىساخت. شخصيتى چون “هانس كونگ” بر اين باور تاكيد داشت و معتقد بود كه اديان بايد با توجه به اين منظر، اختلافهاى خود را كنار بگذارند.
پژوهشگران ديگرى چون “فرشوان” بر بعدهاى عرفانى و روحى مشترك ميان اديان تكيه كردند.
چالشهای تمدن معاصر برای ادیان
جريان ديگرى نيز بر چالشهاى پديدآمده در دنياى معاصر و هماهنگ شدن با فرهنگ تكنولوژيك تاكيد مىكند. اين جريان معتقد است كه چنين چالشهايى، موجب نزديك شدن اديان خواهد شد و به رشد گفتگوى درونى ميان اديان كمك مىكند و تكميل اديان در چارچوب تفاوت فرهنگى، را در پى دارد. اين جريان معتقد است كه در آينده با يك دين جهانى روبرو خواهيم بود، به ويژه اينكه كسانى در جهان براى رسيدن به اين تفكر جهانى واحد تلاش مىكنند. جنبش يكسان سازى اديان به آرامى بايد به پيش رود و در كنار اين سير، لازم است تقارب فرهنگى محقق شود. اين جنبش اكنون به شكل عملى آغاز به كار كرده و با فشارهاى جريان سكولار حمايت مىشود. برخى مبلغان اين تفكر، همچون “منتگمرى وات” و “فليسيان شالى” معتقدند كه اسلام با ساختار بنيادى خود، براى گسترش دين يكسان در آينده فعاليت مىكند.
رویکرد ابراهیم گرایی و منتقدانش
اين دعوتها تنها در حد نظريه پردازى و اظهار نظرهاى فردى باقى نمانده است، بلكه در جهان غرب، موسسههايى براى حمايت و ترويج اين انديشه و با هدف تقريب و زنده سازى نقاط مشترك ميان اديان تشكيل شده است. از جمله اين موسسهها، بنياد” كودكان ابراهيم” در ايالت ويرجينيا در آمريكاست. اين موسسه همايشهاى فراوانى برگزار كرده و فعاليتهاى زيادى را در دانشگاههاى كمبريج در لندن، كيپ تاون آفريقاى جنوبى و كشور مالزى انجام داده است. هدف اين گفتگوها، بررسى امكان اختلاف زدايى ميان اديان سهگانه، با محور قرار دادن شخصيت حضرت ابراهيم(عليه السلام) بوده است؛ چنان كه در قرآن كريم به اين مسأله اشاره شده است.
اين تلاشها با كتابى كه در آمريكا منتشر شد، زينت داده شده است؛ “بروس فيلر” كارشناس و نويسنده، اين كتاب را با نام “ابراهيم، سفرى به گوهر باورهاى اديان سهگانه” در موضوع مقارنه ميان اديان سه گانه منتشر نموده است. وى در اين كتاب، انديشه توحيدى حضرت ابراهيم(عليه السلام) را مبنا قرارداده و معتقد است كه آن حضرت نخستين فردى است كه ترك بت پرستى را تبليغ كرده است. او بر اين نكته تاكيد دارد كه مفهوم پدربودن حضرت ابراهيم براى ساير پيامبران، تجلّى توحيد است. فيلر به بازنگرى و تاويل متون مربوط به حضرت ابراهيم دعوت مىكند و معتقد است كه توجه به اين گرايش، اختلاف ميان اديان را برطرف مىكند. وى به معرفى جايگاه بلند حضرت ابراهيم(عليهالسلام) در اسلام مىپردازد و پيروان اديان را به ايجاد عادت گفتگو فرامىخواند تا تصورهاى نادرست از يكديگر را تصحيح نمايند؛ به اميد اينكه با اين روش، انسان از رنجى كه پس از يازده سپتامبر به آن گرفتار شده، رهايى پيدا كند.
لازم به ذكر است كه به دليل جايگاه والاى شخصيتى حضرت ابراهيم (عليهالسلام) در اديان مختلف، توجه به شخصيت ايشان به شكل جدى، در همايشهاى گفتگوى اديان مطرح است. هدف از مطرح ساختن شخصيت حضرت ابراهيم (عليهالسلام) نزديك كردن ديدگاههاى ميان اديان است. درباره اين محور تا كنون همايشها و كنفرانسهاى بينالمللى فراوانى برگزار شده است كه از جمله مىتوان به “همايش ابراهيمى” در شهر قرطبه (سال 1987) و همايش “ميراث ابراهيمى و گفتگوى اسلام و مسيحيت” در بيروت (سال 1998) اشاره كرد. ولى اين پرسش از سوى برخى نويسندگان “محمد ابوالقاسم حاج حمد” مطرح شده است كه آيا ابراهيمگرايى، به عنوان ميراثى تاريخى و مشترك ميان اديان و محورى كه در تاسيس اديان آسمانى نقش داشته، مىتواند ميراث مشترك توحيدى ميان اديان باشد؟
بىشك حضرت موسى و عيسى(عليهما السلام) درباره اين ميراث ابراهيمى با هم اختلاف نظرى ندارند، ولى بسيارى از پيروان اين دو پيامبر، در همين مسأله از هم فرسنگها فاصله گرفتهاند. در نتيجه ابراهيمگرايى بدون توجه و بازگشت به شيوه قرآنى آن، نمىتواند مبنايى براى گفتگو قرار گيرد.
منتقدان وحدت ادیان
“هرو روسو” معتقد است كه تمامى اين ديدگاهها، نگاههايى است كه با تكلف، به دنبال تركيب يا هماهنگسازى ميان اديان است. وى اين تلاشهاى تقريبى را در عنصر واحد و مشتركى ميان تمامى اديان خلاصه مىكند و اين عنصر را ارتباط انسان با موجودى متعالى مىداند كه نيروهاى عقلى و جسمى او را به سمت اين موجود مىكشاند. از ديدگاه او، جستجو براى وحدت اديان، نه در گذشته سودمند بوده و نه در آينده فايدهاى خواهد داشت.
روسو به دليل بىفايدگى، تفكر وحدت اديان را رد مىكند، ولى برخى ديگر چون “احمد وليد سراجالدين”، از اين مفهوم، تفسيرى آمرانه ارايه كردهاند. او اين مفهوم را به بعد سياسى و مديريت جهانى مرتبط مىكنند. اين نگاه به شكلى آمرانه به اديان مىنگرد و با نگاه آمريكايى- صهيونيستى مرتبط است و براى تحقق آرمان حكومت جهانى تلاش مىكند.
برخى گروههاى سلفىگرا، نه تنها انديشه وحدت اديان را رد مىكنند كه روش مقارنه ميان اديان را نيز نمىپذيرند، چون معتقدند كه اين روش موجب مىشود كه فاصلههاى موجود ميان اسلام و ديگر اديان كم شده و در نتيجه موجب تساوى ميان عقايد صحيح و باورهاى فاسد گردد.
***
جمع بندی و دیدگاه نگارنده
با قطع نظر از مواضع و انگيزهها نسبت به مقارنه اديان و كشف خطوط مشترك و اختلافى در اين مسئله، ترديدى نيست كه شناخت اديان و گفتگو به شكلهاى گوناگون آن، به شفافسازى ديدگاهها و تصحيح تصورات نادرست ميان تمامى اديان خواهد انجاميد. در بستر گفتگو، فرصتى براى نزديك شدن به حقيقت پديد خواهد آمد.
اسلام نيز همگان را به كم كردن فاصله خود با حقيقت فراخوانده است، هر چند گفتگو در عمل به توافق نظر منجر نشود. حتى تجربه گفتگوهايى كه در قرآن مطرح شده، بر اين نكته تاكيد دارد كه رسيدن به توافق هميشه هدف و موضوع گفتگو نبوده، بلكه تبيين ديدگاههاى متفاوت و دعوت به نقد و بررسى اين ديدگاهها، يكى از مهمترين اهداف مطرح در اين گفتگوها است. هدف از گفتگو اين است كه هريك از دو طرف، عقل، بينش و پيوند خود را با خداى متعال قاضى كرده، با درنظر گرفتن او كه آگاه از اسرار درون است و سرانجامِ هر اختلافى در روز قيامت به سوى اوست، به كشف حقيقت بپردازند.
به باور نگارنده، نكته مهمتر، تمركز بر جنبه عملى، در ارتباط ميان اديان است. اگر در سطح ارتباطات عملى، همزيستى مسالمت آميز و مدارا حاكم نباشد، مسلما بهسازى ارتباطهاى نظرى بىفايده است. در اين حالت گفتگوهاى نظرى، هر چند به اتفاق نظر هم بيانجامد، فايدهاى نخواهد داشت. به عكس اگر اختلاف نظرى عميق باشد، ولى صلح و تسامح در ميان پيروان اديان حكمفرما باشد، اختلاف نظر هيچ تاثير منفىاى به دنبال نخواهد داشت.
